این بچهها هم عجب درد سری شدن, همش به فکر تعلیم و تربیت ما پدر مادران! 😲😨😱🙄
باورتون میشه دوستان, دیروز بخاطر دخترم, رفتیم یک نمایشگاه کتاب, اونم کتاب فارسی! 😲🙄
دختر من چونکه بلده فارسی بخونه و بنویسه, خیلی از این بابت خوشحاله, البته بگم, باعث و بانیشم خدا حفظش کنه, مادرشون بود, بقول حضرت ایرج میرزا, چندین سال هر شنبه, دست این دو عزیز بگرفت و پا به پا برد کلاس فارسی, تا بهشون, شیوه ی خوندن و نوشتن آموخت! 😁😎
دیروز اتفاقا, به دخترم گفتم, یادته چقدر سر مامان بیچارتون غر میزدین, سر همین فارسی یاد گرفتن, حالا دارین لذتشو میبرین!
گفت تو خودت از همه بیشتر غر میزدی, دیدم راست میگه, دیگه دنبالشو نگرفتم, گفتم, هوا امروز چقدر گرم شده….. 😲🙄
آخه من میگفتم, این بچهها, شنبه روز تعطیلشونه, اینا رو با این کلاس فارسی زجرشون نده, این زبون شیرین غیر از اینکه ما, هر چند وقت یکبار, تفعلی به حافظ بزنیم, چه گلی به سر ما زده که بخواد به سر بچههامون بزنه, بزار این قند پارسی, همون به بنگاله برود, اینقدر فشار به بچهها ما در وین نیاورد! 😱🙄
اشتباه میکردم البته اما چونکه آدم کله خر و بلا نسبت, نفهمی هستم, هنوزم نظرم همونه اما از اینکه دخترام الان میتونن فارسی بخونن و بنویسن, بی اندازه خوشحالم و مفتخر! 🌹😎🙏
خلاصه دوستان, دخترم میخواست یکی دوتا کتاب فارسی بگیره که فارسی خوندنش روون تر شه!
راستش اگر به کسی بر نخوره, بابای خدا بیامرز ما, تو کتابخونش, بیشتر کتاب داشت تا این نمایشگاه کتاب “بدون سانسور” 😱
حقیقتش اشتباه از من بود, چونکه من خیال میکردم که نویسندهها از ایران اومدن و الان بریم اونجا, غرفه غرفه و اتاق اتاق, کتاب گذاشتن و نویسندهها درباره کتاباشون حرف میزنن و این داستانا, هیچکدوم از این خبرا نبود, بیشتر یک اتاق بود در طبقه چندم یک ساختمون قدیمی بدون آسانسور وینی!
😲😨
شاید بهتر بود اسم نمایشگاه رو بجای بدون سانسور, میزاشتن بدون آسانسور, چونکه یک عالمه پله رو باید بالا میرفتیم تا میرسیدیم به یک در واقع اتاق با ۴-۵ تا میز و همین! جلوو این اتاق هم یک محوطه کوچکتر بود که هموطنان در حال نوشیدن قهوه در فنجونهای کاغذی بودن که فکر کنم از دستگاه اتومات گرفته بودن! 😲😨
به هر حال ۲ تا کتاب واسش گرفتیم, یکی رو داده من بخونم, یکی دیگشم برده خودش بخونه, من که حوصله کتاب خوندن ندارم اما مطمئن هستم که دخترم میخونه, حالا دیگه بخاطر بچمم که هست باید این کتابه رو بخونم چونکه حتما ازم دربارش سؤال میپرسه…. 😲😨🙄
پ.ن: من به هیچ وجه, هدفم این نیست که زحمات این عزیزان هموطن رو کم ارزش جلوه بدم, روز قبلش, چند تا از دوستان رفته بودن و خیلی تعریف میکردن, ظاهرا برنامه نقالی داشتن و نمایش و برنامشون خیلی جالب و مفصل بوده اما یا ما بد موقع رفتیم و یا اینکه روز دوم که در محل دیگری برنامه گذاشته بودن, اون امکانات رو نداشتن!
#مهدی_امیری #وین #اتریش #سرگرمی #اطلاعات #گردشگری #توریست #MehdiAmiri #Mehdi_Amiri #MehdiAmiriOfficial #MehdiParsnewsAmiri #MehdiViennaAmiri #نمایشگاه_کتاب #کتاب_فارسی #وین_اتریش #زبان_فارسی #داستان_زندگی #طنز_ایرانی #پدر_و_دختر #نمایشگاه_کتاب_وین #ایرج_میرزا #فرهنگ_ایرانی #ایرانیان_اتریش
