مریم جون

You may also like...

2 Responses

  1. نسیم says:

    سلام آقا مهدی گرامی.فکرکنم این لطف طبیعت به شمابوده.چون آدم خوبی هستید بایداین اتفاق می افتادتاهم شما کاری کرده باشیدهم اون روزکمترغرمی زدین وازروزگار می نالیدید که هستندکسانیکه باوجودمصیبت می نالند ومن وشما ازروی بی خبری.شادباشید.

    • Mehdi Parsnews Amiri says:

      بقول معروف نسیم جان, خوبی از خودتونه! 🙂
      من نسیم جان, بعضی چیزا عجیب منو متأثر میکنه, مهمترینش همینه که بشنوم یکی بچشو از دست داده , چونکه میدونم که اون دیگه نمیتونه به زندگی عادی و معمولی برگرده, چند نمونشو خودم دیدم و هر چند که نمیتونم بگم که اون درد عمیق اونا رو حس میکنم اما مطمئن هستم که دردیه که تا لحظه آخر عمر آدم, باهاش میمونه.
      من بعد از اون شب باز هم این زن و شوهر رو میدیدم تا وقتی که از اینجا رفتن و دیگه خبری ازشون ندارم,مادره یکروز میگفت, من میدونم که چه اتفاقی افتاده, دیوونه که نیستم اما اینجوری که همیشه با یاد دخترم زندگی کنم, تحملش برام آسون تره.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

error: Content is protected !!
%d bloggers like this: