عشق به فوتبال
دوستان این عشق و علاقه بیش از حد من به فوتبال, کم کم داره مشکل ساز میشه! از وقتی که مسابقات جام جهانی شروع شده من عادت کردم که روزی…
دوستان این عشق و علاقه بیش از حد من به فوتبال, کم کم داره مشکل ساز میشه! از وقتی که مسابقات جام جهانی شروع شده من عادت کردم که روزی…
میگم: چه خبر؟ میگه: خبرای خوش! میگم: چی مثلا؟! میگه: مام دیگه به خوبی و خوشی بعد از چندین سال, از همدیگه سوا شدیم! میگم: این خیلی خوبه که آدما…
نوشته مهدی امیری ۲۹ آپریل ۲۰۱۴ میگم یادش بخیر, زمان شاه, رو سر در مراکز خرید تو لندن و منچستر به فارسی نوشته بودن, خوش آمدید, حالا کم مونده بنویسن,…
نوشته مهدی امیری ۱۹ آپریل ۲۰۱۴ هفته پیش دوستان, یکشنبه ای با بچه هام رفته بودیم استخر, خیلی آدم اونجا بودن منجمله دو تا خانوم هموطن عزیز که اونا هم…
داشتم از مغازه میومدم بیرون که یکی از دوستان سر رسید. پرسید کجا با این عجله؟ گفتم میخوام برم بازار سبزی فروشا, تا نبسته باید بجنبم. گفت چی میخوای بخری…
دوستان من قبلا هم در باره اسم گذاشتن رو بچه ها مطالبی نوشتم و میدونین که تا حدی در این مورد حساسم، وقتی اسمای عجیب و غریب میشنوم ، دیگه جلو دهنمو نمیتونم بگیرم!
امروزم تو مغازه نشسته بودم که آقایی ایرانی تشریف آورد تو مغازه و پرسید (more…)
نوشته مهدی امیری در آگوست 6, 2010
نوشته مهدی امیری در ۱۷ مارس ۲۰۱۰ زمانی که بچه بودیم، باغ انار بزرگی داشتیم که ما بچهها خیلی دوست داشتیم، تابستونا که گرمای شهر طاقت فرسا میشد، برای چند…
ارسالشده در نوشتههای بابی جولای 4, 2010 ۵-۴ سال پیش جاتون خالی مسافرتی داشتیم به جزایر قناری، به شهری به نام San Agustin در Grand Canary ! اون وقتا…