لذت نشستن زیر آفتاب بهاری

اینجا تو وین، وقتی هوا گرم و آفتابی میشه، مردم رسماً جشن می‌گیرن! “>🎉 فقط دوست دارن بزنن به دل طبیعت، برن تو فضای باز، یه جا بشینن یا دراز بکشن. مخصوصاً اوایل بهار که آفتابش واقعاً دلچسبه. “>😎
این صحنه‌ها منو یاد دوران کالجم تو منچستر میندازه. اون روزای نادری که آفتاب درمیومد (البته اون زمانا، الان رو نمیدونم، شاید هوای منچستر هم عوض شده باشه و شده باشه مثل جزایر قناری! “>😱)! وقتی هوا خوب بود، استاد می‌گفت: «بچه‌ها دفتر و کتاباتونو بردارین، دنبالم بیاین!» “>😁
آقا، مارو می‌برد وسط چمنا! البته اگه جا گیرمون میومد. “>😎 دانشجوها هم که دیگه معلومه؛ یکی دراز می‌کشید، یکی ساندویچ می‌خورد، یکی سیگار می‌کشید. بعضی‌ها هم آمار دخترای کلاسای دیگه رو می‌گرفتن، چون تو اون هوای دلپذیر، مخ‌زنی خیلی آسون‌تر بود! “>😁 “>😂
یادش بخیر، عجب دورانی بود! کالجمون درست بغل استادیوم اولد ترافورد (منچستر یونایتد) بود، خونمم تو خیابونی بود که باشگاه منچستر سیتی اونجا بود. “>⚽️ ما روزایی که مسابقه بود، کلاً مکافات داشتیم، مخصوصاً وقتی دربی بود و این دو تا تیم با هم بازی داشتن! “>😱
یادمه اون زمانا هنوز تو استادیوم‌ها الکل سرو می‌شد. وقتی بازی منچستر یونایتد بود، از ترس هولیگان‌ها جرأت نمی‌کردیم از کالج بیایم بیرون. جوون بودیم دیگه، ۱۸-۱۹ سالمون بیشتر نبود. “>😲
ما کلاً از دست فوتبالیستای این دو تا تیم شاکی بودیم! “>😂 یه دیسکوتک بود به اسم «سَندز» که ما ایرانی‌ها زیاد می‌رفتیم، کلی هم برو بیا داشتیم و تحویلمون می‌گرفتن. اما اونجا پاتوق بازیکن‌های منچستر یونایتد هم بود؛ اگه درست یادم باشه، پنج‌شنبه‌ها می‌اومدن! اون سال‌ها، یونایتد نه فقط تو انگلیس، که تو اروپا هم شماره یک بود. “>🏆
یک پنج‌شنبه‌ای مام تو سندز بودیم که سه چهار تا از این بازیکن‌های معروف اومدن. آقا دخترا همه پریدن، یکی از این دخترام که ……. “>😅 ول کن بابا، چی دارم تعریف می‌کنم؟ بدآموزی داره! “>😲 “>😨 “>😱 “>😁 “>😎

Leave a Reply