دوست دارم میدونی, که این کار دله ! 😁😂😍

داغ یک عشق قدیمو، اومدی تازه کردی….. 😲😨😱🌹🙏
باورتون میشه که من الان نزدیک به ۱۵-۱۶ ساله که «آلوده» این شامپو شدم؟! شاید با خودتون بگید با وجود این‌همه شامپوی درجه‌یک و لوکس خارجی، این آدم تو قلب اروپا چرا باید اسیر شامپو تخم‌مرغیِ ما بشه؟!😱
همه چیز از اون سفر به ایران شروع شد. دختر کوچیکم اون‌موقع ۳-۴ سالش بیشتر نبود. بعد از سال‌ها که ایران نرفته بودم، دیدنِ اون چیزهایی که باهاشون بزرگ شده بودم، برام حکم زنده شدن خاطرات رو داشت. یک روز که داشتم حموم میکردم ( اینجا دیگه نمیشه گفت, جاتون خالی!) زیر دوش, وقتی چشمم افتاد به شیشه زردِ سحرآمیز… انگار که یک دوست قدیمی رو بعد از سال‌ها دوری دوباره دیده باشم؛ بی‌اختیار دستم رفت سمتش و بغلش کردم! 😁😍
موهامو که داشتم می‌شستم، عطرش بوی مادر میداد، بوی خونه پدری، بوی دنبال توپ دویدن تو کوچه، بوی بستنی خوردن، بوی مهمونی، بوی خاله‌ها و عمه‌ها… بوی همه‌ی چیزای خوب و دوست‌داشتنیِ کودکی. 😍
شب که میخواستیم بریم مهمونی، وقتی دخترم رو بغل کردم که ببرمش تو ماشین، دیدم همش داره موهامو بو میکشه و سرم رو میبوسه. پرسیدم این کارا چیه میکنی؟ گفت: «بابی، موهات چقدر بوی خوبی میده! چرا همیشه این‌جوری نیست؟» 😨
آقا از اون روز به بعد، دیگه نشده من حموم برم و دستِ آخر، موهامو با این شامپو که اسمش رو هم دقیقاً نمیدونم (ولی همه میشناسیمش!) با اون عطرِ خاطره‌انگیز نشورم! هرکی هم که از ایران میخواد بیاد، می‌پرسه چی واست بیارم؟ آجیل، پسته، زعفرون، سبزی قورمه، کشک و رب انار… میگم هیچی نیار که همه چی اینجا هست، فقط اگه تونستی یکی دو تا از این شامپو زردهای تخم‌مرغی واسم بیار! 😍
این شامپو برای ما ایرانی‌ها حکم یک هم‌خونه قدیمی رو داره! 😍
آخرین شامپوم، یک ماهی بود که تموم شده بود اما من ولکنش نبودم و طبق عادتِ ایرانی، هی آب میکردم تو شیشه خالی، تکونش میدادم و همونو میمالیدم به سرم! دیگه دفه های آخر، آب اصلاً اثری از شامپو و کف توش نداشت اما چاره‌ای نبود؛ منتظر بودم فامیلی، دوستی، آشنایی از ایران بیاد و براش پیام بدم که برام بیاره! 😲
چند روز پیش وقتی در یک فروشگاه ایرانی در وین چشمم به اینا افتاد، اینقدر ذوق کردم که میخواستم بپرم، فروشنده رو که آدمِ گوشت‌تلخی هم هست، ماچش کنم اما خودمو کنترل کردم، خدا رو شکر! 😨
یک‌وقت فکر نکنید اینا رو به خاطر ارزونیش میخرم؛ نخیر! اتفاقاً اینا از شامپوهای معمولی که اینجا میخرم گرون‌تر در میاد. قیمتش اینجا دونه‌ای ۲ یورو و پنجاه سنته، در صورتی که شامپوی اصلیِ خودم ۱ یورو و ۹۹ سنته! البته شامپوهای گرون‌تر هم تا دلتون بخواد هست، اما با اون ۱۶-۱۷ تا تار مویی که هنوز بالای کله من دیده میشن، با آبِ خالی هم بشورم هیچ توفیری نمی‌کنه! 😲
من عاشقِ این شامپو هستم. راستش بیشتر عاشقِ اون شیشه و بو و خاطراتشم تا کیفیت و این حرف‌ها. برای من این رابطه، یک رابطه کاملاً دلیه؛ یک رابطه عشقی… عشق هم که دیگه حساب و کتاب و منطق سرش نمیشه! 😁
داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی
شهر خاموش دلم رو تو پر آوازه کردی
آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود
اومدی وقتی تو سینه نفس آخری بود
به عشق تو زنده بودم منو کشتی
دوباره زنده کردی
دوست داشتم دوسم داشتی منو کشتی
دوباره زنده کردی….. 😁💖💝🌹😎🙏

Leave a Reply