جهانگردان ایرانی

آقا من واقعا تو کار توریستای هموطن موندم, من بعد اینهمه سال هنوز نفهمیدم که اینا به چی علاقه دارن!
از اپرا که بدشون میاد اصلا, اهل تیاتر میاتر هم که نیستن, کنسرت مو نسرت هم که بی خیال, بگی بریم موزه که خیال میکنن میخوای تنبیهشون  کنی!
شرابخونه هم که نمیرن چونکه اهل مشروب نیستن. بگی شهر بازی, میگن ما دیگه سنمون از اون حرفا گذشته.
رستورانم نمیرن, چونکه میگن نیومدیم که بریم تو رستوران بشینیم, خیلی که دیگه گشنشون باشه, بزور مگه برن مکدونالد.
خریدم که دیگه نمیکنن, هر چی میبینن میگه بهترش ایران هست, خیلی هم ارزون تر !
اهل پیاده روی و قدم زدن تو پارک و جنگلم که نیستن, دو قدم راه نرفته میگن, هلاک شدیم!
میگی, سوار یکی از این اتوبوس ها بشین, این میبره شما رو, همه جاهای دیدنی رو بهتون نشون میده.
میگن نه دیگه, یک جا بریم که همه با هم باشیم!

 

میپرسی شما کجا دوست دارین برین, چی دوست دارین ببینین؟ بگین من در خدمتم, ما چیز دیگیی تو این شهر نداریم.
میگن واسه ما فرقی نداره هر جا شما دوست داشته باشین!
میگم عزیز من, من که توریست نیستم, من ٤٠ ساله اینجام , شما اومدی این شهر رو ببینی.
میگن, شما بهتر میدونین!
من بهتر میدونم که شما از چی خوشت میاد؟!
بابا, آدمیزاد وقتی میره یک شهر تو یک کشور دیگه, قبلش یک خورده بررسی میکنه, پرس و جو میکنه, تو اینترنت چک میکنه, احتمالا کتابی میگیره درباره  اونشهر ,  که این شهر چی داره, جاهای دیدنیش کدوماست, چند نفر جمعیت داره, مردمانش چه خلق و خویی دارن, معروفیت شهرش بخاطر چیه….
٦ ماه میدون دنبال ویزا, بعدشم خوشحال که ویزا گرفتن, چمدونو میبندن, فرودگاه و هواپیما, بعدشم که یکی بره از فرودگاه بیارشون و دیگه مسولیتش با اونه که اینا رو کجا ببره!
عذر میخوام ها, بی ادبی نباشه, اما آدم, یک جا, دست به آب هم که میخواد بره, اول نگاه میکنه ببینه, کلید برقش کجاست, درش بسته میشه, آفتابه داره, نداره ….
من فکر کنم که خیلی ها فقط میرن مسافرت که بگن مام رفتیم!
دیروز یکی از دوستان زنگ زده میگه, فامیلام از ایران اومدن, منم خیلی سرم شلوغه, تو همه شهرو میشناسی, میبری چند جا رو به اینا نشون بدی؟
گفتم, نه به هیچ وجه.
میگه پول میدم عزیز, ١٥٠ میدم برو با اینا یک دور بزن.
گفتم ببین من بهت ٢٠٠ تا میدم, که دیگه حرفشم نزنی!