همبرگر مخصوص

ظهر شنبه بود، خیلی گشنم بود، داشتم میرفتم خونه،  یک چیز درست کنم بخورم، که یکدفه دیدم  اونور خیابون، جلو یک اغذیه فروشی   یک جا پارک هست، معطلش نکردم ، فورا گردش کردم ،  ماشینو گذاشتم و پیاده شدم.
خانوم جوونی  بیرون مغازه واستاده بود، روپوش سفیدی هم پوشیده بود ، موهای روشن ، سرخ و سفید و  همچین گوشت و گلی هم داشت و خلاصه به چشم خواهری…… حالا  بگذریم،  قیافش به ترکا میخورد.
مام که تو این کشور از ترکا یک چیز یاد  گرفتیم  و هرجام میریم همونو میگیم!
گفتم بزار یک حال ترکی بهش  بدم، بیشتر تحویلمون  بگیره!
گفتم  بویرون آبی، کباب دارین چوخ گوزل؟!
طرف، نگاهی بهم کرد و گفت، بویرون مویرون چیه آقا، ایرانی هستین شما؟!
گفتم  بله با اجازتون، شرمندم خانوم، میبخشین ها، فکر کردم شما ترک هستین  ، گفتم چند کلمه ای ترکی باهاتون  تکلم کنم!
گفت والا من پدر و مادرم تبریزی هستن،  اون ترکی که شما تکلم فرمودین، تو ترکیه اگه بگین ٣-٤ ماه میبرنتون زندون! آبی چیه؟ به خانوما که نمیگن آبی!  کباب دارین چوخ گوزل چیه؟!
گفتم مثل اینکه مدرسه ترکی که ما میرفتیم، معلماش  خوب نبودن،    میخواستم بگم یعنی  یک کباب مشتی دارین ، بخوریم، حال کنیم،  روشن شیم!
گفت، کباب چوخ گوزل که نداریم، ما همبرگر داریم و پیتزا!
تمام هفته رو همبرگر خورده بودم و پیتزا، حالم دیگه داشت از همبرگر و پیتزا بهم میخورد! اما با خودم فکر کردم هر چند که کباب گوزل نداره اما خودش خیلی گوزله! این خانوم اگه نون بربری هم پیشت بزاره از چلو کباب سلطانی  بیشتربهت  مزه میده!
گفتم چقدر خوب شد، چونکه خیلی وقتم  هم هست که همبرگر نخوردم، عجیب همبرگر الان میچسبه!
گفت، ما چند جور همبرگر داریم، حالا بفرمایین تو، انشالله که خوشتون بیاد.
آقا رفتیم تو، جاتون خالی هیچکی دیگم  نبود، من بودم و گوزل خانوم!

……..

ادامه دارد!

This Post Has 3 Comments

  1. دوستان الان چونکه متاسفانه باید بلند شم برم سر کار، نمتونم ادامشو بنویسم اما در اولین فرصت بقیه ماجرا رو مینویسم!

  2. Mehran

    khaili khatarnak shod agha amiri, dastan hijda beh balast?

    1. نه بابا، خدا نکنه مهران جان، منو این حرفا، طنزه دیگه باید سعی کنم که به صورتی جالبش کنم ! ادامشو بزودی انشالله مینویسم، خواهید دید که من اهل اینجور حرفا نیستم! 🙄

Leave a Reply