hello, how are you doing? !سلام خوبین ؟

You may also like...

15 Responses

  1. Mehdi Parsnews Amiri says:

    خداییش دوستان , با اونهمه عطشی که من در گفتن و نوشتن حس میکردم, الان هیچی به ذهنم نمیرسه که بگم!
    دیروز اینجا روز تعطیل بود, فکر کنم روزی بوده که عیسی مسیح به آسمون رفته, اینا میگن دیگه, البته اینجا ۹۰ در صد مردم نمیدونن که چرا تعطیل هستن فقط خوشحالن که نباید برن سر کار یا مدرسه و این داستانا ا!
    به هر حال دوستان, متاسفانه با این جریان ویروس کرونا , فعلا دل و دماغی واسه کسی نمونده که زیاد به تفریح و خوش گذرونی فکر کنه, با وجودی که الآن چند روزی هست که همه مغازه ها بازه و رستوران ها هم باز شدن اما همه خالی هستن, من همین یک شنبه ای که با بچه هام رفته بودیم یک مرکز خرید در وین (DONAUZENTRUM ) که یک قسمتش فقط کافه و رستوران هست , بقول ایرانیا فود کورته ! فکر میکردیم باید خیلی شلوغ باشه , تعداد کافه رستوران ها از تعداد آدم هایی که اون تو بودن بیشتر بود, رستوران ها همه باز اما ۱۰ نفر هم داخل رستورانا نبودن که از این ۱۰ تام, ۳ تاش ما بودیم که بعدش, من هم فکر کردم, نمیرفتیم بهتر بود! آدم چه میدونه تو آشپزخونه این رستوران ها چه خبره, ول بخدا…

  2. Mehdi Parsnews Amiri says:

    آقا این کرونام دیگه عجیب داره میره تو اعصاب!
    یک روز میایم آمار رو میخونیم, مینویسه در تمام اتریش ۲۰ نفر آلوده شدن به ویروس, میگی خوب دیگه, داره کم کم این ویروسه گورشو گم میکنه, فردا میای آمار رو میبینی, نوشته ۱۲۰ نفر! میگی مثل اینکه به ف… رفتیم دوباره!
    باز فرداش مینویسه ۳۰ نفر, آقا یا یکدفه بکش راحتمون کن یا شاخو بکش بزن به چاک!
    من الان ۲-۳ ماست میخوام خونه رو تمیز کنم, میگم بزا ببینیم اصلا زنده میمونیم, الکی بالا و پایین نپرم, چند ساعت زحمت بکشم خونه رو تمیز کنم, بعد چند روز, زرتم قمسور شه!
    الان نوشته که دیروز برای اولین بار در چین, هیچکی به ویروس آلوده نشده, این بی پدر و مادر هام اینقدر دروغ میگن که هیچیشونو نمیشه باور کرد, اصلا این ویروس رو همینا انداختن به جون مردم جهان, ر… تو اون چشای تنگتون!
    داشتیم همون زندگی فلاکت بارمون رو میکردیم دیگه, فقط بی پول بودیم و افسرده و این حرفا, دیگه ناراحت این نبودیم که چه بلایی سر بچمون, پدر و مادرمون داداش و خواهرمون.. بیاد, حالا سر خودمون, هر چی میخوادبیاد , بیاد , به شخمت به قول بعضی ها !

  3. Mehdi Parsnews Amiri says:
  4. دوستان, من هر روز, بستگی داره بعضی وقتا ۲ بار بعضی وقتام اگه بار اولش رو طولانی رفته باشم, یک بار میرم قدم زدن, یعنی از رو مجبوری شروع کردم, الان عادت کردم, بعد از نزدیک ۵ ماه , اگه یک روز ۶-۷ کیلومتر پیاده روی نکنم, حالم اصلا خوش نیست, با همین پیاده روی هم ۱۴-۱۵ کیلو وزن کم کردم, البته یک خورده در خوردن هم , از زیاده روی پرهیز کردم, الان این عکس رو هم براتون میزارم که خیال نکنین الکی میگم, ببینین ۱۰ کیلومتر و خورده ای امروز راه رفتم, که خیلی هم خوبه

  5. اما چیزی که بده, خوردن نصف این کیکی هست که خودم درست کردم, بعد اون پیاده رویه که تقریبا همه اثرات اون پیاده روی رو از بین میبره!
  6. ولی باز هم خوبه چونکه قبلنا, نصف اون کیک رو نه, بلکه همشم یک جا میخوردم, از رو صندلی هم تکون نمیخوردم, فقط تا آشپزخونه میرفتم که کیک رو بیارم!

  • Mehdi Parsnews Amiri says:

    آقا مگه بدبختی یکی ۲ تاست؟ مگه ناراحتی همین کرونااست؟ مگر نگرانی فقط جون و تنه؟ اگر دردم یکی بودی چه بودی ..
    دیشب که رفتم بخوابم, باغ پربرگی پشت پنجره من این بوده

    صبا که بیدار میشم, اول میام سراغ سبزیجات و گل و گیاهام که باهاشون سلام و علیک کنم, حالشون بپرسم, صبح بخیری بهشون بگم , دیدم آقا, باد و طوفان کمر گوجه فرنگی ها رو شکونده و محصولات ما رو تقریبا نابود کرده, باز خدا رو شکر که گلدونه رو از طبقه پنجم ننداخته پایین که بخوره تو کله کسی ! البته دور تا دور این گلدان ها نردست و همچین اتفاقی نمیتونه بیوفته اما با شانسی که ما داریم…
    بله طوفان نامرد, زده کاسه کوزه ما رو داغون کرده و گوجه فرنگی ما رو به این روز انداخته

    یاد شعر خیام بزرگوار که همین چند روز پیش هم تولدش بود, افتادم که میفرماید:
    ابریق می مرا شکستی ربی
    بر من در عیش را ببستی ربی
    من می خورم و تو میکنی بد مستی
    خاکم به دهن مگر تو مستی ربی؟!
    عیش و نوش مام دیگه با همین گوجه فرنگی ها و جفری و ریحون هاست, چیکار کنیم دیگه ….
    خدا یا ما به همین هم راضی هستیم, تو از این بدترش نکن, ما مخلصیم, تو کجایی تا شوم من چاکرت , شپشت جویم کنم شانه سرت…
    خلاصه دوستان اول صبحی, بدجوری حالم گرفته شد, بزارین برم یک خورده این رقص های هندی رو که دیروز گذاشتم تماشا کنم, یک خورده انرژی بگیرم, چقدر قشنگ میرقصن این هندی ها, خدا پدر و مادرشونو بیامرزه, حالا ما ایرانی ها, ۱۰۰ ساله هی بابا کرم میرقصیم, همونم تازه بلد نیستیم و بد میرقصیم ….

  • Mehdi Parsnews Amiri says:

    آقا, ملت اصرار عجیبی دارن که روز به روز, زبون ما رو لوس ترش کنن, الان تو فیسبوک آگهی یکی رو خوندم که اینا دیگه وطن پرستی خونشون و پاسداری از زبون فارسی بدجوری سر در گمشون کرده, نوشته: جشن باستانی خردادگان بر همه ایرانیان راستین, همایون باد!
    میترسم اینم مد بشه, از حالا همه به همدیگه بگن, عید شما همایون!
    من اما راستش تقی ظهوری خدا بیامرز رو بیشتر دوست داشتم, یعنی با همایون هم حال میکردم ها اما من میگم عید شما تقی ظهوری ! 🙂
    یکی نوشته بود, میگن نگین ایمیل, فارسی رو پاس بدارین, بگین پست الکترونیک , آخه ….. پست فارسیه یا الکترونیک؟!!
    همینایی هستن که همش درود و بدرود میکنن, ۹۰ در صدشون از همه وطن فروش ترن, خودم چند تا از این …. ها رو از نزدیک میشناسم !

  • Mehdi Parsnews Amiri says:

    هوا دوستان, امروز هم مثل دیروز درهم برهم بود در وین, بارونی, بعضی وقتام البته به ندرت آفتابی, من یکی از همین لحظه های آفتابی رو واسه قدم زدنم انتخاب کردم چونکه دیروز هم با دخترام بودم و ۲۰۰-۳۰۰ متر بیشتر راهپیمایی نکردیم که بچه ها خسته شدن!
    درست وقتی که یکی ۲ کیلومتر از خونه دور بودم , بارون شدیدی گرفت, یعنی فقط همینقدر بارونه صبر کرد تا من به اندزه کافی دور باشم از خونه که نتونم فوری برگردم و خودمو بندازم تو خونه!
    به هر حال, هر چی که بود گذشت, یک خورده خیس شدم تا خودم رسوندم خونهاما اون هم اونقدر فاجعه بزرگی نبود.
    همه جا دوستان, صحبت از اون جوونیه که دوست دخترشو برده بالای پشت بوم بوسیده! من از خودم میپرسم که آیا این عمل واقعا لازم بوده؟ حالا اصلا جمهوری اسلامی و آخوندا و گشت ارشاد و این حرفا همه به کنار, اصلا فرهنگ ما ایرانی ها, قبول میکنه همچین اعمالی رو؟
    حالا اگر هم خیلی دوست داشته که حتما این کار رو بکنه, آیا بعدش مجبور بوده حتما عکس ها رو بزاره تو اینستاگرم و شبکه های اجتماعی که همه ببینن ؟!
    اصلا فکر کرده که الان چه بلایی سر اون دختر میاد؟ من که دیگه اعمال و حرکات بعضی از هموطنان رو نمیفهمم , من باید اعتراف کنم که در این مورد بخصوص هیچگونه حس همدردی با پسره ندارم , نگرانی من صد در صد بخاطر اتفاقاتی هست که حالا ممکنه سر اون دختر جوون بیاد !
    پسره بخاطر این عمل احمقانش, هر بلایی سرش بیاد, حقشه.

  • Mehdi Parsnews Amiri says:

    امروز رفته بودیم با یکی از دوستان این کافه نزدیک خونه, جاتون خالی قهوه بخوریم, ما یک ساعت اون تو بودیم, هیچکس
    نه توش بود و نه وارد شد!
    خانوم گارسون منو میشناسه, ازش پرسیدم اوضاع چطوره, میگه خراب, خیلی خراب!
    میگه اصلا یک پنجم مشتری های قبل از کرونا رو هم نداریم, ۸ تا کارمند بودن, ۳ تا بیشتر نموندن, بقیه رو مجبورا, اخراج کردن!
    خیلی اوضاع اقتصادی قاراش میشه, الان هم که همه جا بازه, مردم پول ندارن, خیلی ها بیکار شدن, خیلی هام که شغل های آزاد دارن, اصلا درآمدشون, از نصف هم کمتر شده , بعضی هام که هنوزم میترسن از خونه بیان بیرون!
    اصلا طرز زندگی و عادت های آدم ها تغییر کرده, خیلی ها عادت داشتن که بیرون غذا بخورن, شب ها همیشه تو این کافه ها وقتشون رو بگذرونن اما الان دیدن که اجباری نیست که هر شب برن بشینن تو کافه رستوران ها, همون کار ها رو تو خونه خودشون هم میتونن انجام بدن, با مخارج خیلی کمتر!
    خیلی ها که اصلا آبم بلد نبودن جوش بیارن, تو این ۲ ماهه, آشپزی یاد گرفتن, میبینن که میتونن واسه خودشون تو خونه غذا بپزن, هم لذتش بیشتره و هم کیفیتش خیلی بهتر و مطمئن تر و هم خرجش به مراتب کمتر !
    همین تماشای ورزش و فوتبال, تا قبل از کرونا, روزی ۲-۳ تا مسابقه تو تلویزیون نشون میدادن, از ایران, از اروپا, از امریکا….خلاصه, خیلی وقته من خودم برای مثال, به همین تماشای مسابقات فوتبال تلف میشد اما الان میبینم که هیچ احتیاجی ندارم که بشینم یک عده آدم رو که پول های نجومی میگیرن که الکی دنبال توپ اینور اونور میدون , تماشا کنم, کی چی بشه آخه, فایدش چیه؟
    همین امشب بعد از مدت ها, یک مسابقه بود بین تیم های خوب آلمانی, بایر مونیخ و وردر برمن, میخواستم ببینم اما اصلا حال و حوصلشو نداشتم, فکر کنم ۳ دقه هم تماشا نکردم که بلند شدم رفتم تو آشپزخونه به غذا درست کردنم رسیدم!
    خلاصه دوستان, همه یک جورایی زندگیهاشون عوض شد با این ویروس, فقط خدا کنه که الان که یک خورده آروم تر شده, دیگه برگشت دوباره ای نداشته باشه که اگر بیاد, خیلی ها اگر از ویروس هم نمیرن, از بی پولی و بیکاری و وضع داغون اقتصادی , نابود میشن!

  • Mehdi Parsnews Amiri says:

    بعضی خبر را رو که میخونم, نفسم میگیره, حس میکنم که دارم خفه میشم , قلبم میخواد از سینم, بیاد بیرون, اصلا حالت خفقان عجیبی بهم دست میده, بار ها در روز تصمیم میگیرم که اصلا اخبار ایران رو نخونم اما نمیشه, این خبری هم که یک پدر خونخوار, دختر سیزده سالشو در خواب کشته یا سر بریده , یکی از اون خبر هاست!
    سر این مرد هرچی بیارن حقشه اما از اون بیشتر , اون مردی رو باید مجازات کنن که بعضی جاها نوشتن ۳۰ سال و بعضی جاهای دیگه ۳۵ سالش بوده و این بچه رو گولش زده و ازش سوء استفاده کرده, اون پدر حرومزاده رو اگرم اعدام نکنن, این یکی رو حتما باید به حسابش برسن .
    اما با قوانین مسخره ما, اون پدر که باید دیه بده, این مرده هم که میگه وقتی ازدواج با دختر ۸-۹ ساله , اشکالی نداره , رابطه با دختر ۱۳-۱۴ ساله حتما مستحب هم هست و ثوابم داره !
    فعلا جهالت و بدویت در کشور ما, حرف اول رو میزنه.

  • Mehdi Parsnews Amiri says:

    تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

    وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

    پرکن قدح باده که معلومم نیست

    کاین دم که فرو برم برآرم یا نه

    ۱۰۰۰ سال پیش تو اون کشور خیام داشتیم , حالا چی داریم
    واقعا هم که باید به حال این ملت خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون گریست…..

  • Mehdi Parsnews Amiri says:

    میگه آقا , تو هم رفتی تو خط ملت رو سر کیسه کردن ها.
    میگم چطو مگه ؟!
    میگه تو سایتت انداختی کمک و همیاری و پول بدین و مایه برسونین تا من برم عشق و حال کنم و …
    گفتم ببین , من الان شاید یک هفتست یا بیشتر که اینو گذاشتم , احدی یک سنت کمک نکرده ولی من اصلا شگفت زده نیستم , میدونی چرا؟!
    چونکه یکبار همین رو ۵ سال گذاشته بودم و احدی یک سنت کمک نکرد!
    تازه اون زمان وقتی بود که اینستگرام و تلگرامی نبود, فیسبوک رو هنوز کسی نمیشناخت و بعضی روزا, بیش از ۳۰ هزار نفر میومدن و از اطلاعاتی که من تو سایت میزاشتم, استفاده میکردن!
    وقتی ۳۰ هزار نفر, یک سنت کمک نمیکنن, ۲ هزار ۳ هزار نفر که حق دارن, همونقدر که پولی از من نمیخوان, خدا پدر و مادرشون رو بیامرزه!
    هر چند که همون رو هم دارم که هر چند روز یکبار, یکی که خیال میکنه من دارم تو مال و منال , شنا میکنم, با خودش میگه بقول معروف, سنگ مفت و گنجشک مفت, داستانی سر هم میکنه که بابام معتاده, ننم مریضه , خواهرم ام اس داره , دادشم….الانم ۳ روزه که هیچی نخوردیم, اگر انسان هستی به ما کمک کن و اینا رو به من ایمیل میکنه !
    بهت اینو میگم عزیز, اگر افتاده بودی رو زمین داشتی تو بدبختی دست و پا میزدی و دیدی که یکی از این هموطنان بزرگوار اومد سراغت , بدون که اومده با لگد بزنه تو فرق سرت, کمک و همدردی, همیاری و لطف و مرام تو این ملت سالیان ساله که از بین رفته, میاد ببینه که اگر چیزی داری, ورداره بره!

    ما ملت وقتی هم میخوایم کمکی به کسی بکنیم, نذر میکنیم, یعنی چی , اول با خدا طی میکنیم که تو این کار رو واسه ما بکن مام گوسفندی میکشیم میدیم به مستمندان!
    گوشت راسته و رون و گردن و …هر جای دیگیه گوسفنده که خوردنی باشه رو خودمون میخوریم, دنبلان و استخون و پوست و رودشو میدیم به فقیر فقرا !

    تو فیسبوک برو اما نوشته ها رو بخون, همه مهربون, همه خَیِرْ , همه حاتم طایی , همه به سیل زده ها کمک میکنن, به زلزله زده ها کمک میکنن, غصه کودکان کار رو میخورن…..
    من الان نزدیکه بیست ساله که دارم وقتمو و پولمو سر این کار میزارم, حتما میگی چرا مگه احمقی؟!
    اتفاقا خیلی وقته که به این نتیجه رسیدم که احمقم اما یک مقدارم بنظرم کارم شبیهه به عمل اون مرتاض هندی و عقربه که افتاده بود تو آب… ….
    اینم بگم و دیگه واسه امروز بقول آخوندا, یا الله کنم:
    بعضی آدم های نادان, میگن که این ملت هرچی سرش اومده, حقشه, به حرف اینا اصلا گوش ندین چونکه همونطوری که به عرض با سعادتتون رسوندم, اینها مشتی آدم های بی تجربه و نادان هستن , درستش رو از من بشنوین این ملت, ما ملت, من خودم هم جزوش, اصلا من سر صف , هر چی سرمون اومده, خوب گوش کنین, این ملت هر چی سرش اومده, حقش نیست, نه عزیز, اصلا, بلکه
    این ملت هر چی سرش اومده کمـشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!!!

  • Mehdi Parsnews Amiri says:

    آقا من الان یکماهه که روزی چندبار دستامو با صابون میشورم, نه اینکه قبلا نمیشستم ها اما خوب دیگه, اینکه حتما ۲۰ ثانیه دست ها رو بهم بمالم و بسابم نبود اما بخاطر این کرونا اینا میگن ۲۰ ثانیه من دیگه واسه اینکه هیچ جای حرفی نباشه ۳۰ ثانیه و حتی بعضی وقتا ۴۰-۵۰ ثانیه هم این دست شستنم طول میکشید!
    الان چشمم افتاد به نوشته های روی این صابونه میبینم همه چی رو نوشته ۰ در صد , حتی نوشته صابون هم ۰ در صد! باور نمیکنین, خودتون تو عکس ببینین !

    Hand Soap

    من فکر کنم تو این یکماهه دستمو با آب دهن مرده میشستم! من نمیفهمم این چه جور صابونیه که ۰ در صد مایع داخلش, صابونه!
    ما رو بگو که چه دست شستنی و چه بمال بمالی میکردیم هر وقت میرفتیم دم دستشویی!
    جالبه روش نوشته HAND SOAP

    اونوقت پایین ترش نوشته % SOAP  0

    ما تو چیمون شانس داشتیم که تو صابونمالیمون شانس داشته باشیم , فکر کنم کرونا اومده پیش من و رفته , گفته ولش کن بابا این خودش یک پاش لب گوره حالا مام بیوفتیم به جونش , بیخودی خون اینم میوفته گردنمون !

  • Mehdi Parsnews Amiri says:

    یاد باد آن روزگاران یاد باد

    گروه کر دختران ؛ ترانه بسیار زیبا و خاطرهانگیز رفتم که رفتم

    متن ترانه خاطره انگیز رفتم که رفتم
    از برت دامن کشان رفتم ای نامهربان
    از من آزرده دل کی دگر بینی نشان
    رفتم که رفتم
    رفتم که رفتم

    از برت دامن کشان رفتم ای نامهربان
    از من آزرده دل کی دگر بینی نشان
    رفتم که رفتم
    رفتم که رفتم

    از من دیوانه بگذر
    بگذر ای جانانه بگذر
    هر چه بودی
    هر چه بودم
    بی خبر رفتم که رفتم
    رفتم که رفتم

    شمع بزم دیگران شو
    جام دست این و آن شو
    هر چه بودی
    هر چه بودم
    بی خبر رفتم که رفتم
    رفتم که رفتم

    بعد از این بعد از این کن فراموشم که رفتم
    دیگر از دست تو می نمی نوشم که رفتم
    با دل زود آشنا گشتم از دامت رها
    بی وفا بی وفا بی وفا رفتم که رفتم
    بی وفا بی وفا بی وفا رفتم که رفتم
    رفتم که رفتم
    رفتم که رفتم

  • Mehdi Parsnews Amiri says:

    بله دوستان, خیلی این موضوع واسه من جالبه وقتی میبینم که تو بعضی سایت ها و عمدتا در فیس بوک, خیلی از هموطنان, با هزار ناراحتی و زجر کشیدن و قبول خطر و دروغ گفتن های فراوون, داستان های ساختگی, عوض کردن مذهب و و و از کشور هایی مثل اتریش و آلمان پناهندگی میگیرن, بعد از چند وقت که بقول خودشون خرشون از پل گذشت, هر کار اینا رو مسخره میکنن, پلیس رو مسخره میکنن, قاضی رو مسخره میکنن, گارسون, شوفر تاکسی, دکتر های اینجا که به عقیده اونا اصلا هیچی سرشون نمیشه, بیمارستان ها کثیفه و مجهز نیست, ملتشون همه فاشیست و نژاد پرست و خلاصه هیچ صفت بدی نیست که در وصف اینا بکار نبرن, همه چی در ایران بهتر از اینجا بوده , از خوردنی و نوشیدنی و پوشیدنی و خونه و زندگی و تفریح …من نمیدونم این بزرگواران واسه چی این اتریشی ها رو جریمه نمیکنن و با برگشتنشون به ایران, یکی از بزرگترین زیان ها رو به این اتریشی های نمک نشناس با محروم کردن اونها از وجود گرانبهای خودشون, وارد نمیکنن, سفارت ایران که من شنیدم خیلی راحت به همه پاسپورت میده , چرا کشور عزیزمون ایران رو گذاشتن و اومدن در جهنم اروپا زندگی میکنن؟!
    از اون جالبتر اینه که بیشتر اینا هموطنانی هستن که ازشون بپرسی آیا اینجا با هموطنان دیگر هم در تماسن, فورا میگن نه خدا رو شکر ما اینجا اصلا با ایرانی ها سر و کار نداریم ……
    بله عزیزان, اینه که الان ما اونجایی هستیم که هستیم! 
     
     

    • Mehdi Parsnews Amiri says:

       دیگه امروزو نمیگم جاتون خالی, من امروز آزمایش داشتم, از اینا که میکننت تو لوله, اینجا بهش میگن MRT که حتما فارسیش هم همینه دیگه, همونی که خیلی ها ازش میترسن, من به قول بعضی ها نمیترسم فقط بدم میاد ازش! یک خورده هم تا سر حد مرگ وحشت دارم از این دستگاه لعنتی !
      البته اینجا در وین, چند جایی هم هستن که دستگاه نیمه بازشو دارن و آدم هایی که ترس از محیط های بسته دارن میرن اونجا اما معمولا, باید از چند ماه قبل وقت بگیری و حالام که با این داستان ویروس کرونا , هرجام که قبلا یک هفته باید صبر میکردی, حالا باید ۲ ماه صبر کنی تا نوبتت شه! 
      حالا این آزمایش و ترس این حرفا یک طرف, اینکه تا قبل از آزمایش, گفته بودن هیچی اجازه نداری بخوری یک طرف, نه چایی نه قهوه نه هیچی اصلا, خلاصه خیلی حال گیری بود به جان عزیزتون .
       
      درد سرتون ندم عزیزان, من زرنگی کردم, میدونین که ما ایرانی ها, هوش و زکاوت تو خونمونه, جای ساعت یازده و نیم که وقت داده بودن, یک ساعت زود تر رفتم, گفتم یک وقت دیدی بیکارن, میگن شما بیا تو!
       

       
      ساعت یک چند دقه از ۱۰ گذشته که رسیدم بیمارستان, سر یازده و نیم دیدم پرستاره از اتاق اومد بیرون, اسم منو صدا زد, آقا, قلب من تالاپ تولوپ, ترس و گشنگی و تشنگی و خلاصه همه چی , گفت, متاسفانه الان یک مریض اورژانسی از بخش آوردن, شما باید یک مقدار صبر کنین, بیمارستانه دیگه, هر چند دقه میبینی یکی رو با تخت اینور و اونور میبرن! 
      پرسیدم چقد باید صبر کنم, گفت حدود یک ساعت, یک ساعت و نیم, اگه میخوای بری چیزی بخوری اینا برو و برگرد!
      گفتم چیزی که اجازه ندارم بخورم وگرنه همین کافه تریای بیمارستان, خیلی کیکاش خوشمزن, قهوش هم حرف نداره, ۲- ۳بازر اینجا بستری بودم! 
      گفت, نه عزیز, خواب دیدی خیر باشه, منظورم هوا بود, دوست داری میتونی بری هواخوری اونام هرچقدر دلت میخواد! 
      همین موقع هم یکی رو با تخت و ۳ چارتا دکتر و پرستار دورو ورش آوردن, چی بگم دیگه, اصلا چی میتونستم بگم!
      یک ساعت و خورده ای هم صبر کردم تا بعد از واصل کردن سرنگ و تزریق چند جور دوا, چپوندنم تو لوله!
      ساعت نزدیک به ۳ بود که بعد از حدود ۴۰ دقه که مثل چوب منو گذشته بودن تو دستگاه و یک گوشی هم چسبونده بودن به گوشام و صدا های عجیب و غریب پخش میکردن درم آوردن! 
      الان هم, اینجا دیگه جاتون خالی, هم چایی و هم قهوه گذاشتم رو میز, نمیدونم کدومشو اول بخورم! 
      فعلا تا جواب آزمایشه بیاد ما میگیم هر چه پیش آید خوش آید و بقول داداش خیام , فردا که نیامدست فریاد مکن
       

      • Mehdi Parsnews Amiri says:

        دوستان, عزیزی اینو واسم همین الان فرستاده , حیفم اومد واستون نزارم , من که واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم : 
         
        خاطره یک ایرانی از مرز امریکا و کانادا 

        یک ایرانی به نام هوشنگ از خاطراتش تعریف می کرد و می گفت:
        وقتی که از آمریکا با ماشین به سمت کانادا محل اقامتم حرکت می کردم، سر مرز گذرنامه را به پلیس مرزی کانادا که خانم زیبائی به نام ژاکلین بود نشان دادم، ایشان محل تولدم را که دید؛
         گفت: ایران؟
        گفتم: بله
        گفت : ایران چطور جایی است؟
        گفتم: جای خوبیه
        گفت: از کی تا حالا در کانادا زندگی می کنی؟
        گفتم: ده ساله
        گفت: آخرین باری که ایران رو دیدی کی بود؟
        گفتم: سه سال پیش
        بعد با لبخند به من نگاه کرد و گفت: کدام را بیشتر دوست داری ایران یا کانادا؟
        گفتم: تفاوت این دو مثل تفاوت مادر و همسره، همسر رو انتخاب می کنیم، از زیبایش لذت ببریم و عاشقش بشیم، خانه و خانواده ایجاد کنیم و در امنیت و آسایش زندگی کنیم . اما نمی تواند جای مادر را بگیرد.
         مادرم را انتخاب نکردم، اما فقط توی بغل اون آروم می گیرم و راحت گریه می کنم.
        خانم زیبای کانادایی از من خوشش آمد و همان سال با هم ازدواج کردیم و به ایران آمدیم و تا حالا هم در ایران هستیم و هنوز برنگشتیم.
         الان هم ژاکلین زن زیبای من سر بازار لیف حمام و جارو می فروشه و همش می گه: ” تف تو قبر مادرت هوشنگ” !
         
         

  • Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *

    %d bloggers like this: