dustaane nabab

دوستان واقعا دیگه بعضی وقتا میخوام بالا بیارم از دست این آدمایی که دور و ورم رو گرفتن, یک مشت اشخاص بی فرهنگ و بی کلاس و به غایت بی تربیت!
دوستای خودمو میگم ها, نکنین دارم از غریبه ها صحبت میکنم , یک شعر هاست که هرچی به خودم فشار میارم یادم نمیاد, مفهوم و مضمومش تو این مایه ها بود که بود که از دست دشمنان چه نالم که هر چی میکشم از دست خودیااست, باور کنین حتی تو گوگل هم گشتم و شعرشو پیدا نکردم!

به هر حال دوستان, حالا من ماجرای امروزمو با یکی از دوستانی که چل ساله میشناسمش واستون تعریف میکنم اونوقت شما خودتون قضاوت کنین .
بله امروز رفته بودم سوپر مارکت خرید, هر خانومی که از روبروم میومد بهم لبخند میزد , اصلا استثنا هم توش نبود, اول خیال کردم, دماغ مماقم آویزونه یا اینکه چیزی خوردم مونده رو لبام یا رو سیبیلام اما اونجا آینه داشت نیگا کردم دیدم نخیر همه چی, همونجوریه که باید باشه .
حالا همه پیره زن بودن بالای ۷۰ , که اون معضل دیگریست که فعلا نمیخوام بهش بپردازم اما هر چی خانومای بالای شصت هفتاد منو میدیدن, همه بهم لبخند میزدن!
به دوستم گفتم, امروز رفته بودم خرید, تو سوپر مارکت و حتی تو خیابون , هرچی خانوم منو میدید به من لبخند میزد!
عمدا نگفتم همه پیر و پاتال بودن , خواستم نظرش جلب شه!
گفت, خانوما؟ به تو؟ لبخند؟! زنا با تو میخندیدن؟!
گفتم آره خب, چرا یک دفعه قات زدی, مگه عجیبه, مگه خودت ندیدی, خوبه که خودت صد بار شاهد بودی, کرواسی رفته بودیم, یادت رفته, یونان تو کرتا چی, اصلا آلمان و ایتالیا که همه دنبالم میوفتادن, مثل اینکه همه این رشادت ها از حافظه جناب عالی محو شده ؟!
گفت من که چیزی یادم نمیاد, تازه اگرم چیزی بوده, که نبوده, صد بر دیگم میگم که نبوده, نزدیک چل سال از اون مسافرت ها میگذره, تو حالت خوبه؟! عقل و مقلی هنوز مونده تو اون کلت ؟!
گفتم عزیزم, چرا تیر و تار میگی, من که نگفتم ملکه های زیبایی به دست و پام افتاده بودن, شما نزاشتی من ادامه بدم, بذر من اول صدایی ازمن دربیاد, بعد شما بگو به ریشم!
چند تا خانوم شیک وپیک و تیتیش مامانی, حالا سن و سالی هم ازشون گذشته بود , به هر دلیلی بود, از ما خوششون اومده بود اما من چونکه آدم افتاده ای هستم با خودم فکر کردم, بخاطر این ریش سفیدی هست که گذاشتم , خانوما یا با خودش میگفتن که این بدبخت هم مثل ما پیر شده و میزنه و حالش نمیشه یام اینکه با این ریشم با مزه شدم و خانوما از ریشم خوششون اومده چونکه قبلا از این حرفا نبود !
گفت نه زیز من, نه نوکرتم, شما با این رشت شدی عین *سخولا , بخاطر همین هم اونا جلوو خاندشونو نمیتونستن بگیرین , احتمال تا حالا تو عمرشون همچین چموشی نادیده بودن, حالا روشن شد؟
آقا, خیلی بهم برخورد اصلا *ید تو حالمو و اعتماد به نفسمو و همه چیم, نمیدونستاام چی بگم به این آدم بی تربیت , گفتم
خواهرتو گــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
پرید تو حرفم گفت فحش خار مادر میدی؟
گفتم نه میخواستم بگم خواهرت تنهاست, خواهرتو گاهی سر بزن , تو فکرت منحرفه, هر کی هر چی میگه فوری بد برداشت میکنی, من که مثل تو بی فرهنگ نیستم, من اصلا این حرفا رو بلد نیستم که تو همیشه مثل نقل و نبات از این حرفا از دهنت میپره بیرون !
گفت, تو میخواستی فحش خواهر مادر بدی, میخواستی بگی خواهرتو ******.
گفتم من که مثل تو بی تربیت نیستم خار کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ, گفت ببین بازم فحش میدی گفتم فاحش کجا بود, مثل اینکه تو گوشااتم خوب نمیشنوه ها!
گفت حتما این دفه میخواستی بگی به خواهرت کاهی سر بزن جای گاهی !
گفتم نه باب من به خواهر تو چیکار دارم, ببینم حالا میتونی واسه ما حرف دربیاری !
گفت پس این کافی که اونقدرم غلیظ میکشیدی واسه چی بود؟!
گفتما چی میخواستی باشه, خارک تا حالا نشنیدی, جاازیوره خارک, میخواستم ازت بپرسم تا حالا خارک رفتی, میگن, خیلی از کش هم قشنگ تره!
آقا, مرتیکه بی تربیت بی فرهنگ, هر چی فحش از دهنش در میومد نثار ما کرد, من هم اصلا دهنمو باز نکردم, بگین یک کلمه جوابشو دادم, ندادم, آخه من که بی تربیت نیستم….