اشک من هویدا شد با صدای جاودانی بانو مرضیه + متن

آهنگ و ویولن: استاد همایون خرم
آواز: بانو مرضیه
شعر: بیژن ترقی

اشک من هويدا شد
ديده ام چو دريا شد

در ميان اشک من
سايه تو پيدا شد
موج آتشی از غم
زان ميانه بر پا شد
اشک من هويدا شد
ديده ام چو دريا شد

تو برفتی وفا نکرده
نگهی سوی ما نکرده
نکند ای اميد جانم
که نيايی خدا نکرده
به ياری شکستگان چرا نيايی
چه بی وفا، چه بی وفا، چه بی وفايی
اشک من هويدا شد
ديده ام چو دريا شد

تو که گفتی اگر به آتشم کشی، وگر ز غصه ام کشی، تو را رها نمی کنم من
نه کشته ام تو را ز غم، نه آتشت به جان زدم، چه می کشی ز من تو دامن
اشک من هويدا شد
ديده ام چو دريا شد

چرا برم نمانده رفتی
به سوز غم نشانده رفتی
تو که گفتی اگر به آتشم کشی، وگر ز غصه ام کشی، تو را رها نمی کنم من
نه کشته ام تو را ز غم، نه آتشت به جان زدم، که می کشی ز من تو دامن
اشک من هويدا شد
ديده ام چو دريا شد
در ميان اشک من
سايه تو پيدا شد
در ميان اشک من
سايه تو پيدا شد

You may also like...

Leave a Reply